سفارش تبلیغ
صبا
|| مدیریت || شناسنامه || پست الکترونیــک ||  RSS  ||
سال نو مبارک _ میلاد شایا

یا مقلب القلوب والابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حوّل حالنا الی احسن الحال

با درود  و سلام...

دوستان خوبم هم اکنون که قلبم را برای شما بخش میکنم در هر هجای نامم مرثیه ای خفته است که دهان به دهان

عشق شما را فریاد میزند

دوستان خوبم سال نو را به شما تبریک  میگویم و از صمیم قلبی که سرگذشتش را شنیدید برای شما بهترین ِ  آرزوها  را

آرزو مندم...

شایای عزیز !

پنجره ی بافته از عشق و صمیمیت !

استاد جوان !

موسیقی ای که در سمفونی نامت نهفته است

شایستگی و بایستگی قلب رئوفت را به آینه زار تجلی و مشاهده  سوق می دهد

روز اول بهار  تو  به بهارینگی رسیده ای و همه ی ماه های سال در پرتو  میلادت فروردین شدند

میلادت تولد ستاره ایست دنباله دار که عشق را به ارمغان می آورد...

میلادت مبارک

ارادتمند شما دوستان عزیز : ارمیا اساطیر (علیرضا اطلاقی)

29/12/84

 

همیشه سلام...

سال نو  مبارک  مبارک  مبارک

از همراهی همه ی عزیزان در سال گذشته سپاسگذارم

و برای تک تک شما مهربونای گلم  سال خوبی رو آرزو میکنم

شبنم ترین دوستت دارم  نازنین زلال دوستت دارم دوستت دارم

شایا تجلی 29/12/84

 پروانگی

 در کدام  پروانگی  زخم خورده ای ؟

که جای پای تردید

از نگاهت دور نمی شود !

 

بازم میام به دیدینت...

 ای نازِ مهربون سلام ، باز اومدم به دیدنت

حال و هوام بارونیه ، از غمه پر کشیدنت 

همبازی قشنگ من ، حالت چطوره مهربون ؟

خوش میگذره بدونِ ما ، زندگی توی آسمون 

خورشید خانوم حالش خوبه؟ از آسمونا چه خبر ؟

اینجا هنوزم ابریه ، از وقتی که رفتی سفر

 عزیزم از خودت بگو ، چشمای نازت چطورن ؟

جات خالیه روی زمین ،  بچه ها از گریه پُرن 

فراشِ پیرِ مدرسه ، دیروز سراغِ تو گرفت

لاله بهت سلام رسوند ، ادرس داغِ تو گرفت 

مبصرِ اخموی کلاس ، دلش واسه تو تنگ شده

شبنم احمدی حالا ، عاشق شده ، زرنگ شده 

ترانه رُ یادت میاد ، این روزا خواستگار داره

دوربرش نمی شه رفت ، همش میگه که کار داره 

افشینُ که یادت میاد ،  اون که بهت شماره داد

این روزا به هوای تو ، همه جا دنبالم میاد 

چند بار ازت خبر گرفت ، گفت : اتفاقی افتاده ؟

امروزم انگار اومده ، پشت درختا ایستاده 

هنوز خبر نداره که  عشقش از اینجا پَر زده

امرزو دیگه آوردمش ، ببین چقد حالش بده 

چه روزگارِ سختیه ، طاقتِ من تموم شده

تمومه خاطرات خوب ، با رفتنت حروم شده 

خُب بگذریم باز چه خبر ؟ خدا واسه تو چی نوشت ؟

انگاری خوش می گذرونی !  تنها که نیستی تو بهشت ! 

هفته ی بعد قراره که دسته جمعی با بچه ها

یه سر بیام به دیدنت ، با چند تا  از معلما 

حالا  دیگه باید برم ، بازم میام به دیدنت

هفته به هفته نازنین ، از غمه پَر کشیدنت...

 

تقدیم به همه ی دختران ماه  اول بهار :

 بانوی فروردین من...

 

بهار به اعتبار ِ تو ، تو کوچه پرسه میزنه

از بوم ِ باریک ِ لبت ، ترانه دل نمیکنه 

تو چشمای تو پُر زدن ، تعبیر ِخواب ِ آسمون

همنفسِ  نگات شدن ، آرزوی رنگین کمون 

بانوی فروردین من

ای عشق هم آیین من

دوست دارم ، عاشقتم

لیلای من ، شیرین من 

ای از شکوفه اومده ، ای از سپیده سر زده

تو هفته های صورتی ، کی گفته نقّاشی بده 

مداد  رنگی تُ بده ، ثانیه هامو  رنگ کنم

آخه دل منم میخواد ، لحظه های مو قشنگ کنم 

بانوی فروردین من

ای عشق هم آیین من

یوسف به یوسف عاشقم

در بُهتِ دست و  پیرهن 

بانوی شب های بهار ، ای از بنفشه یادگار

تو ماه آسمونمی ، ستارَه تُ  تنها نذار ! 

فرشته ی ماه قشنگ ، با چشمای ترانه رنگ

غزل ترین بهانه ای ، دوسِت دارم با دل تنگ !

 

 

چهار عروسک ولگرد...

 

چارشنبه ، چار عروسکِ ولگرد ، چار جفت کفشِ پاپتی !

چارشنبه ، چار مو زه ی خالی ، چار عکس ِ زشت ِ لعنتی ! 

لحظه های بی ترانه ی مطرود ، بغض های سخت آهنی

کوچه های بی ترنّم ِ خاموش ، سایه های شوم ِ دشمنی 

چارشنبه ، چار عدالت ِ مصلوب ، در حریق ِ امن ِ معجزه

چارشنبه ، چار دختر ِِ زخمی ،  مکزیکو سیتی مبارزه ! 

قرن ِ انتقال ِ مهلک ِ ویروس ،  میهمان و ایدز و میزبان

ناگزیر ِ تازیانه ی اجبار ، جامعه _  بشر  _ فدای نان ! 

عصر ِ وحشت و شکنجه و عصیان ، کوچه های رو به وسوسه

شهر ، خالی از  درخت و کبوتر ،  ضربه ی تبر _ و .... یک دو سه !

 

 


شایا تجلی :: دوشنبه 84/12/29 ساعت 12:3 صبح داغ کن - کلوب دات کام

نوشته های دیگران ()

بازهم فقط تویی که می پرستمت


در هجای رفتنت

دل به هیچ واژه ای نبسته ام

باز هم فقط تویی

که می پرستمت

دارایی بی هیچ سوال من!

آنگاه که می آیی

_ درشبانِ تیره و تاریک _

دلگیر از خورشید

به تو اقتداء خواهم کرد

دیگه هوامُ نداری

این روزا چه زود بهت بر می خوره
نمی دونم که باید چیکار کنم

دیگه این روزا هوامو نداری
این روزا پنهونی گریه می کنی

چی شده ابریه آسمونِ تو؟
هستی و انگاری نیستی پیش من

چقد این روزا بهونه گیر شدی
نکنه دلت هوایی شده باز

این روزا سهم من از چشمای تو
آخه من چی کم گذاشتم واسه تو

 

 

نمی دونم که دلت از چی پُره
اخلاقت مدّتیه همینطوره

هوای اشکِ چشمامُ نداری
تو که حالِ خنده هامُ نداری

کی شکسته دلِ مهربون تو؟
آخه من چیکار کنم بدونِ تو؟

نکنه از من و دل تو سیر شدی
بگو که به عشقِ کی اسیر شدی

یه بغل غصه و دلواپسیه
که حالا قسمتِ من بی کسیه

انفجار و آتش و دود ...

باز دوباره اتفاقی، داره تو هوا می افته
داره باز دوباره بمبی، بی سر  و صدا می افته

توی روزنامه می خونی: انفجار و آتش و دود ...
آدم انگاری دوباره، یاد کربلا می افته

بوی پیراهنِ سوخته، بوی تاول، تنِ سوخته
بدنای تیکه پاره زیرِِ دست و پا می افته

خونه تو هجومِ پاییز، خونه زیرِ بارِ آوار
توی حوضِ خونه عکسِ اشکِ ماهیا می افته

داریم عادت می کنیم ما، به صدای بمب و آتش
داره تویِ گوش دنیا این صداها جا می افته

حالا موسیقی موشک، حالا موسیقی راکت
تندیس خشم و خشونت، داره از هوا می افته

خونه تو هجومِ پاییز، خونه زیرِ بارِ آوار
توی حوضِ خونه عکسِ اشکِ ماهیا می افته

اتفاقی نمی افته

می شنوی که اتفاقی نمی افته، اشتباه شده،
اینجا هر اشتباهی بی دلیل اتفاق نمی افته

باورت نمی شه دارن دل ما رُ خواب می کنن، با قصه ای که هرگز گذرش به کلاغ نمی افته


می شنوی که اتفاقی نمی افته، سایه ی لاله به داغی نمی افته

آسمونا آبی و مزرعه سبزه، گذر ملخ به باغی نمی افته


وقتی که میونِ این کوچه ی بن بست چاه می کنیم،
تا انتها رسیدن غیر ممکن ترین خیالاته

ما با این که می دونیم، آخر قصه مرگ می رسه، امّا هنوز دلامون دلخوش این همه محالاته


می شنوی که اتفاقی نمی افته، سایه ی لاله به داغی نمی افته

آسمونا آبی و مزرعه سبزه، گذر ملخ به باغی نمی افته


حالا که نمی تونی این همه سنگُ آینِه بشکنی،
پس شیشه ی دلت رُ، با دلِ سنگِ آینِه ها بشکن

حالا که نمی تونی این همه بغضُِ صاعقه بشی، دریا ترین غمت رُ مثه یک قطره بی صدا بشکن


می شنوی که اتفاقی نمی افته، سایه ی لاله به داغی نمی افته

آسمونا آبی و مزرعه سبزه، گذر ملخ به باغی نمی افته


شایا تجلی          12/12/1384          3/3/2006           2/2/1427

 


شایا تجلی :: جمعه 84/12/12 ساعت 11:52 عصر داغ کن - کلوب دات کام

نوشته های دیگران ()

به نام خدای صلح و ترانه
زمستان 84 - رهاتر از پرنده
شایا تجلی _ ترانه سُرا
اوْل / فروردین / 1356
ساعت هشت و ده دقیقه ی صبح
اکنون نزدیک به { 300 - سیصد }
ترانه ی به حنجره سپرده دارد
(در داخل و خارج از ایران)
{20- بیست } عنوان کتاب چاپ شده
با نام های زیر محصول فعالیت ِ
سال های شاعرانه ی اوست
ادامه ی مطلب
لوگوی وبلاگ

زمستان 84 - رهاتر از پرنده

آمارهای بازدید وبلاگ
مجوع بازدیدها: 467987 بازدید

امروز: 35 بازدید

دیروز: 68 بازدید

پیوندهای روزانه
شایا تجلی در فیسبوک [42]
شایا تجلی ترانه سُرا [3240]
سایت رسمی شایا تجلی [1665]
کلوب شایا تجلی [1157]
[آرشیو(4)]


مطالب بایگانی شده


شایا تجلی ترانه سُرا
پاییز 83
زمستان 83 حادثه ی بم
زمستان 83
بهار و تابستان 84
زمستان 84
دختر ماه فروردین 85
دخترماه اردیبهشت 85
دختر ماه خرداد 85
دختر ماه تیر 85
دختر ماه مرداد 85
دختر ماه شهریور 85
دختر ماه مهر 85
دختر ماه آبان 85
دختر ماه دی
سالروز تولد خواهرم مینوی عزیز
محرم ماه قشنگ عاشقی
آلبوم ماندگار ناصر عبداللهی
دختر ماه بهمن
دختر ماه اسفند
شهرام جزایری
مناسبت ها
تسلیت ها
نوشته های دختری که عاشقم شده
پست تولدم
فاطمه (‏ص) ، روز زن ، مادر ،‏
ترانه 2
تیر 88
مرداد 88
90
فروردین 91
91
بهار 92
تابستان 92
پاییز 92

ترانه ی وبلاگ

اشتراک در خبرنامه

 


Search