سفارش تبلیغ
صبا
|| مدیریت || شناسنامه || پست الکترونیــک ||  RSS  ||
من از تو معذرت می خوام

 

این ترانه رو تقدیم می کنم به همه کسانی که پا تو مسیری گذاشتن که گذشتشون رهاشون نمی کنه،
شبی که این ترانه رو سرودم فکر می کردم با صدای ناصر عبداللهی شنیده می شه
اما مهرشاد عزیزم لطف کرد با متانت و زیبایی تموم اجراش کرد
از همه شما به خاطر توجه ی قشنگتون ممنونم


نگاه بی قرار من اگه دست از چشات برداشت
اگه این قصه ی شیرین واست پایان تلخی داشت


اگه هر وقت که دلتنگی صدامو دیگه نشنیدی
اگه فردا زیره بارون منو با دیگری دیدی


من از تو معذرت می خوام اگه از من بدی دیدی
من از تو معذرت می خوام اگه از دوری رنجیدی


من از تو معذرت می خوام که باز چشمات و تر کردم
من از تو معذرت می خوام که دیگه بر نمی گردم


نگو دلگیری از دستم که قدرت رو ندونستم
دلم خوشبختیت و می خواست تو باور کن نتونستم


اگه دستای سر گردون منو از قلب تو چیده
من از تو معذرت می خوام گل زیبای اُرکیده


من از تو معذرت می خوام اگه از من بدی دیدی
من از تو معذرت می خوام اگه از دوری رنجیدی


من از تو معذرت می خوام که باز چشمات و تر کردم
من از تو معذرت می خوام که دیگه بر نمی گردم


من از تو معذرت می خوام که دلگیری و پژمرده
من از تو معذرت می خوام که احساست ترک خورده


شایا تجلی


شایا تجلی :: جمعه 90/10/30 ساعت 9:48 عصر داغ کن - کلوب دات کام

نوشته های دیگران ()

ترانه های فیتیله ای 4


وقتی نسیم دلش می خواد
که یاکریمِ تو بشه
مثه تمومِ کفترات
دورِ حرم پَر بکشه


وقتی بهار دلش می خواد

تو دلِ زائرات باشه
تو حاجتاشون گل کُنه
منتظرِ نگات باشه

من، چه جوری، ازت نخوام

حاجتمو روا کنی
من، چه جوری، ازت نخوام
بازم منو صدا کنی

من آرزو دارم بازم

بیام زیارتِ حَرم
حاجتمُ تا نگیرم
ایندفه از پیشت نَرم

من آرزو دارم بازم

کنارِ گنبدِ طلات
یه کاسه گندم بریزم
واسه تمومِ کفترات


دلم می خواد تو حرمت

گریه کنم، سبک بشم
تمومِ حرفامُ بگم
ازت خجالت نکشم

شایا تجلی



شایا تجلی :: جمعه 90/10/16 ساعت 5:51 عصر داغ کن - کلوب دات کام

نوشته های دیگران ()

ترانه های فیتیله ای 3

 

 

من آفریده ام، تو آفریدگار
کنارِ خونه تم، دلتنگ و بیقرار
لبریزم از تو وُ از غیر تو تُهی
دورت می گردمُ ، طوافِ من تویی


اگه نبینی ام، اگه نبخشی ام

اگه به من نگی، بدون تو کی ام؟

عبادتم به دل، چنگی نمی زنه
به لحظه های من، رنگی نمی زنه

وقتی به عشق تو، پَر می دم این دلُ

می گیری از دلم، غم های ساحلُ
می خوام ستاره ی، این کهکشون بشم
من با اشاره ی، خودت نشون بشم


من دل نمی بُرم، من دل نمی کنم

می ترسم از غمت، دوباره بشکنم

چشمای خیس من، با التماس می گن
رحمی کن ای خدا، بازم به حال من

شایا تجلی


شایا تجلی :: دوشنبه 90/9/28 ساعت 3:36 عصر داغ کن - کلوب دات کام

نوشته های دیگران ()

پرتقال خونی و سینما وتوس

همیشه سلام...

باز هم سینما وتوس به همراه همدم نازنین و فیلم پرتقال خونی...

هرچند اسم خوبی داشت اما فیلم خوبی نبود
یک فیلم فارسی دهه ی هشتادی با بازی

فریبرز عرب نیا، حامد بهداد، نیوشا ضیغمی، آهو خردمند،ویشکا آسایش، زیبا بروفه
پُر از تناقض و خرده دیالوگ های آزار دهنده
البته آقای عرب نیا از عهده این بهم ریختگی خوب برآمده بود.


شایا تجلی :: شنبه 90/9/19 ساعت 1:29 صبح داغ کن - کلوب دات کام

نوشته های دیگران ()

ترانه های فیتیله ای 2


بابا دو بخش داره

این روزا دنیامون، غم داره می دونیم
درس محرم رُ ، امروز می خونیم

یه ماهی از ماه ها، یه روزی از روزها
دنیا عزادار شد، تو ظهر عاشورا


بابای خوبی ها، امام زیبایی
جلوی ظلم ایستاد، یکه و تنهایی

با کمترین سرباز، با کمترین توشه
از اون به جا مونده، ضریحِ شش گوشه

بابا دو بخش داره، یه بخش توی صحرا
به بخش روی نیزه، بابا حسین بابا


اما عمو عباس، که مرد میدونه
چند بخش داره، تنها، باباست که می دونه

آخه عمو عباس، با آب که بیعت کرد
دست به فرات که داد، همه گفتن برگرد


کرب و بلا صحراست، صحرایی تفدیده
قصه شو می دونه، هر کی ستم دیده


شایا تجلی


شایا تجلی :: سه شنبه 90/9/15 ساعت 2:53 صبح داغ کن - کلوب دات کام

نوشته های دیگران ()

ترانه های فیتیله ای


سلام ای روزهای سرخ
سلام ای ماه در ماتم
سلام ای ماه دردمندی
سلام ای غربت عالم

سلام به عطر کربلا
پیچیده توی سینه ها
سلام به دشت پُر عطش
سلام به خاک نینوا

سلام به روزهای سخت
به ماه جوشش و قیام
به لب های تشنه و
به چشمای پُر کلام

سلام به لحظه ی عبور
به سرنوشت کاروان
به نخل های سر بلند
به سروهای نوجوان

سلام به خاتون غزل
سلام به خواهر نجیب
به بانوی بزرگ نور
سلام به زینب غریب

سلام گهواره ی اصغر
سلام ای کودک بی تاب
سلام ای آخرین سرباز
گل شش ماهه ی رباب

سلام ما به اکبرت
شهید نوجوان تو
سلام ما به اصغرت
به این عزیز جان تو

سلام به دشت تشنگی
سلام به مرد خیمه ها
عباس علمدار غیور
سلام همدرد خیمه ها

سلام به این مرد عزیز
برادر شهید تو
به ماه دشت کربلا
به ماه روسفید تو

سلام ما به مادرا
به مادرای داغدار
سلامی به دل رباب
دل همیشه سوگوار

سلامی به رقیه و
به دخترای نوجوون
ستاره های روشنِ
در امتداد آسمون

سلام ما به روی حُر
به اشک سرخ چشماش
به شرم بی نظیرشُ
عطوفت سبز رهاش

سلا به غربت حبیب
مظاهر بزرگوار
به دوست روزهای سخت
به این رفیق بردبار

سلام ما به ذوالجناح
به اسب با وفای دوست
به غربت غریب او
به قلب آشنای دوست

تو این مسیر پر عطش
سلام ما به مشک ها
به چشمه های بیقرار
به قطر های اشک ها

سلام لب های خشکیده
سلام دل های پر غوغا
سلام صحرای تفدیده
سلام ای روز عاشورا

سلام به ماه هاشمی
به سرو بوستان خدا
سلام به خورشید شهید
تابیده روی نیزه ها

سلام ما به دسته ها
دویده در پی عَلم
به قصد یاری شما
مقابل ظلم و ستم


شایا تجلی


شایا تجلی :: پنج شنبه 90/9/10 ساعت 12:54 صبح داغ کن - کلوب دات کام

نوشته های دیگران ()

همدم نازنین

 


من از گریه ی تو،  چه ناراحتم
به این بیقراری،  نده عادتم

برای دوتامون، چه دلواپسم
به جون دوتامون، به جونت قسم
یه روزی به دستای تو می رسم


بیا رازِ این قصه رُ باز کن
دلم تنگه بازم، برام ناز کن


نمی دونی اصلا، چقد بیقرارم
آخه تو قفس حال خوبی ندارم
می ترسم یه روزی تو رُ جا بذارم


هنوزم زمینگیر این بازی ام
نگام کن به ناز نگات راضی ام


کسی قد تو با دلم تا نکرد
تموم بدیهامُ حاشا نکرد
به جز تو کسی عشقُ معنا نکرد


هنوزم دلم مست و دیوونته
سرم هر شب اینجا روی شونته


چه روزا که از چشم من پر شدی
چه شب ها که تو غُصه پرپر شدی
ولی موندی و مهربونتر شدی


شایا تجلی 


شایا تجلی :: چهارشنبه 90/9/2 ساعت 1:49 صبح داغ کن - کلوب دات کام

نوشته های دیگران ()

پردیس سینمایی قم وتوس

 

همیشه سلام...

 

بعد از سال ها حضور در قم، درست بعد از سیزده سال برای اولین بار به همراه همدم نازنین به پردیس سینمایی قم (سینما وتوس(ونوس)) رفتیم و در فضای بسیار آرام و دلچسب و گفتگوی مختصری با مدیر این سینما که بیشتر درد و دل های این مدیر نازنین از برخورد نامناسب و سخت گیرانه ی مسئولین اماکن بود موفق به تماشای دو فیلم، یه حبه قند از آقای میر کریمی و راه آبی ابریشم از آقای بزرگ نیا شدیم...

یه حبه قند آینده ی خوبی را در سال جدید برای کسب جوایز جهانی دارد این ترانه ی دیداری مفاهیم زندگی و مرگ، کودکی و سالمندی، زندان و آزادی، فقر و ثروت، آری و نه همه و همه  را در خود جای داده و به زیبایی این مفاهیم را به تصویر کشیده است و در لحظه های جاری خود جاودانه زمزمه می کند.

راه آبی ابریشم هم فیلمی خوب و آغاز خوبی برای آثاری از این دست می باشد...



شایا تجلی :: یکشنبه 90/8/22 ساعت 2:10 صبح داغ کن - کلوب دات کام

نوشته های دیگران ()

آخرین جمله oh wow oh wow oh wow


سلامی بده 

 

حذر کن از این شهرِ بى‏ آینه

حذر کن از این خوابِ بى‏ پنجره

حذر کن از این روزِ بى‏ سرنوشت

حذر کن از این باغ بى ‏زنجره

 

به آوازِ قمرى سلامى بده

به پروازِ پروانه اندیشه کن

بیا مثل مردانِ افسانه باش

بیا مدّتى عاشقى پیشه کن

 

در این لحظه ‏هاىِ بنفشِ حریق

دلت را به آتش بزن گُر بگیر

اگر زنده ماندن نجات تو را

براى همین زنده ماندن بمیر

 

سلامی به این سیب عصیان بده

در افسونِ گندم دلى تازه کن

اگر گریه‏ اى هست آن را ببار

غمت را به این گونه اندازه کن

 

تو اى آسمانى‏ ترین بغضِ من

به فانوسِ ماه و ستاره بخند

بشارت پذیرِ طمأنینه باش

به چشمک زنانِ اشاره بخند


شایا تجلی


شایا تجلی :: یکشنبه 90/8/15 ساعت 4:52 صبح داغ کن - کلوب دات کام

نوشته های دیگران ()

چراغ تاول ها

 

 

مرد مانندِ کهکشان شده بود ، زخم ها چون ستاره بر بدنش

بعد نم نم چراغ تاول ها ، گشت روشن در آسِمان تنش

 

سرفه های شدید یعنی که: هی پسر ! یه کمی مواظب باش!!

بعد هم لخته های قرمز ِ خون ، گنج یاقوت بود در دهنش

 

یک صدایی شبیه این: پیس پیس... آمد و... دیدمش قایمکی

اسپریی را به خواب دعوت کرد ، داخل جیب ِ نرم ِ پیرهنش

 

دو قدم آن طرف ترَ از، او _ ماه ، داخل ِ چادر ِ سیاه شب

دو قدم آن طرف ترَ از، او ماه...  ماه؟  نه!  مادرش؟ نه... زنش ↓

 

آن قدَر خسته که ، سپاه خواب _ آمده در شلمچه ی چشمش

گر چه باید کنون عصا بشود _ زیر کتف نحیف ِ هم سخنش

 

یک صدایی شبیه این: پیس پیس _ آمد و بعد آبشاری که

ناگهان بر زمین فرو غلطید  _ از همان سو که ترکشی به تنش...

 

ترکشَ از جای خود تکانی خورد _ کوله پشتی به دوش راه افتاد

سمت ِ قلب ِ شکسته و مجروح _ به خیالی که میهنش ، وطنش

 

پر قو بود از آسِمان می ریخت؟! یا خدا برف برف می گریید!!

مرد جانباز رفته بود و زمین... چرت می زد به بستر کفنش



شایا تجلی


شایا تجلی :: سه شنبه 90/7/5 ساعت 8:43 عصر داغ کن - کلوب دات کام

نوشته های دیگران ()

   1   2   3      >
به نام خدای صلح و ترانه
90 - رهاتر از پرنده
شایا تجلی _ ترانه سُرا
اوْل / فروردین / 1356
ساعت هشت و ده دقیقه ی صبح
اکنون نزدیک به { 300 - سیصد }
ترانه ی به حنجره سپرده دارد
(در داخل و خارج از ایران)
{20- بیست } عنوان کتاب چاپ شده
با نام های زیر محصول فعالیت ِ
سال های شاعرانه ی اوست
ادامه ی مطلب
لوگوی وبلاگ

90 - رهاتر از پرنده

آمارهای بازدید وبلاگ
مجوع بازدیدها: 467987 بازدید

امروز: 35 بازدید

دیروز: 68 بازدید

پیوندهای روزانه
شایا تجلی در فیسبوک [42]
شایا تجلی ترانه سُرا [3240]
سایت رسمی شایا تجلی [1665]
کلوب شایا تجلی [1157]
[آرشیو(4)]


مطالب بایگانی شده


شایا تجلی ترانه سُرا
پاییز 83
زمستان 83 حادثه ی بم
زمستان 83
بهار و تابستان 84
زمستان 84
دختر ماه فروردین 85
دخترماه اردیبهشت 85
دختر ماه خرداد 85
دختر ماه تیر 85
دختر ماه مرداد 85
دختر ماه شهریور 85
دختر ماه مهر 85
دختر ماه آبان 85
دختر ماه دی
سالروز تولد خواهرم مینوی عزیز
محرم ماه قشنگ عاشقی
آلبوم ماندگار ناصر عبداللهی
دختر ماه بهمن
دختر ماه اسفند
شهرام جزایری
مناسبت ها
تسلیت ها
نوشته های دختری که عاشقم شده
پست تولدم
فاطمه (‏ص) ، روز زن ، مادر ،‏
ترانه 2
تیر 88
مرداد 88
90
فروردین 91
91
بهار 92
تابستان 92
پاییز 92

ترانه ی وبلاگ

اشتراک در خبرنامه

 


Search